السيد حامد النقوي (مترجم: محبوب القلوب)

473

خلاصهء عبقات الانوار (حديث أنا مدينة العلم) (فارسى)

پس هوشيار و بيدار باش و از فريب‌خوردگان غافل و فراموش‌كار مباش . به خداوند پناه ببر از تبديل و جابه‌جايى دَغَل‌كاران و تحريف دروغ‌گويان . . . و چه بسيار چنين است ! ! و خيلى بعيد نشمار آن‌چه را محقّق نموديم ، چه بسيار كه همانندش نزد آنان هست و بد نيست كه يكى از موارد تحريف‌هاى آنان را ذكر كنيم : بغوى در « المصابيح » خويش ملتزم شده است كه از نقل حديث منكر دورى جويد و در آغاز كتابش اين متن را آورده است : « حديث‌هاى هر باب را بر دو قسم « صحيح » و « حسن » مىيابى و منظورم از صحيح چيزى است كه دو استاد ابوعبداللَّه محمّدبن‌اسماعيل جعفى بخارى ، و ابوالحسين مسلم‌بن‌حجّاج قشيرى نيشابورى در دو جامعشان آورده‌اند . و منظورم از « حسن » آن‌چيزى است كه ابوداوود سليمان‌بن‌اشعث سجستانى و أبوعيسى محمّدبن‌عيسى ترمذى و ديگر پيشوايان در كتاب‌هايشان آورده‌اند و بيشتر آن‌ها صحيح هستند به نقل عادل از عادل ، جز اين كه آن‌ها به درجه‌ى شرط شيخين در علوّ درجه در صحّت و اسناد نرسيده‌اند ؛ چون ثبوت بيشتر حُكم‌ها از طريق حسن است . و هرآن‌چه ضعيف يا غريب در آن‌ها بود ، به آن اشاره كرده‌ام و از آن‌چه منكر يا ساختگى بود دورى جستم و خداوند يارى مىدهد و بر او توكّل مىشود . امّا كلمه‌ى « منكر » را بعد از حديثى در مدح قبيله‌ى « حمير » مىيابى و اين متن عبارت اوست در « باب فى مناقب قريش و ذكر قبايل » : « از ابوهريره نقل شده كه گفت : نزد پيامبر عليه السلام بوديم ، مردى كه او را از قريش مىدانم آمد و گفت : اى رسول‌خدا حمير را لعنت كن . پيامبر عليه السلام فرمود : خداوند رحمت كند حمير را ، دهان‌هايشان سلام ، دست‌هايشان طعام است و آنان اهل امنيّت و ايمان هستند . منكر است . » « 1 » شارح آن خلخالى تصريح مىكند كه بعضىها كلمه‌ى « منكر » را افزوده‌اند ؛ آن‌جا كه گويد : « گفته‌اش كه : منكر است ؛ يعنى اين حديث منكر است . و محتمل است كه افزودن لفظ « منكر » در اين‌جا غير از مؤلّف و از بعضى دانايان به حديث باشد ؛ چون اگر خود مؤلّف مىدانست كه « منكر » است متعرّض آن نمىشد ؛ چراكه در آغاز كتاب ، التزام خود را به پرهيز از ذكر حديث « منكر » در كتاب نشان داده است . » « 2 »

--> ( 1 ) . مصابيح‌السنة 2 / 192 . ( 2 ) . المفاتيح في شرح المصابيح : دست‌نويس است .